جام کوردی - اگر قرار است درباره ایران سخن بگویید، پیش از هر چیز تاریخش را بخوانید؛ تاریخی که نه با اظهارات سیاستمداران آمریکایی آغاز شده و نه با تصمیمهای واشنگتن به پایان میرسد.
ایران فقط یک جغرافیا روی نقشه نیست؛ ایران، روایت زنده تمدنی است که قرنها از فراز و نشیب تاریخ عبور کرده، با تهاجمها و بحرانها روبهرو شده و بارها توانسته است هویت خود را حفظ کند. برای شناخت این سرزمین، باید فراتر از تیترهای سیاسی رفت و حافظه تاریخی ملتی را شناخت که در سختترین روزها، بارها برای ساختن دوباره فردای خود ایستاده است.
تاریخ، برای ملتهایی که در دل طوفانها ریشه دواندهاند، تنها مجموعهای از وقایع نیست؛ تاریخ، حافظه مقاومت و تپش قلب پایداری است. وقتی از ایران سخن میگوییم، از ملتی حرف میزنیم که در گذر قرنها، با وجود شکستها، دشواریها و تهاجمهای خارجی، بارها مسیر بازسازی و تداوم هویت خود را پیدا کرده است.
از دوران هخامنشیان تا امروز، ایران شاهد دگرگونیهای بزرگی بوده است؛ سلسلهها آمدهاند و رفتهاند، مرزها تغییر کردهاند و قدرتهای منطقهای و جهانی ظهور و افول یافتهاند، اما نام ایران و هویت تاریخی این سرزمین همچنان باقی مانده است. این تداوم تاریخی، یکی از مهمترین واقعیتهایی است که در هر ارزیابی سیاسی از ایران باید مورد توجه قرار گیرد.
آقای روبیو! ایران را نمیتوان در چند جمله سیاسی خلاصه کرد؛ همانطور که ملت ایران را نمیتوان با فشار، تهدید و تحریم به تسلیم واداشت. شناخت ایران، بدون شناخت تاریخ، فرهنگ، تجربههای دشوار و اراده مردمی که در این سرزمین زندگی میکنند، شناختی ناقص و یکسویه خواهد بود.
مردم ایران هشت سال جنگ تحمیلی را تجربه کردهاند؛ سالهایی که خانوادههای بسیاری داغدار شدند، شهرها زیر آتش رفتند و نسلهایی با رنج و دشواری جنگ بزرگ شدند. بااینحال، زندگی در این سرزمین متوقف نشد. مردم از ویرانیها عبور کردند، شهرها را بازسازی کردند و برای ادامه زندگی و حفظ کشور ایستادند. این تجربه تاریخی، بخش مهمی از حافظه جمعی ایرانیان را شکل داده است.
امروز نیز، در شرایطی که ایران با فشارهای خارجی، تحریمها و تهدیدهای امنیتی روبهروست، حضور شبانه مردم در خیابانها ــ در چارچوب آنچه از ۲۲۶ شب استقامت یاد میشود ــ در روایت حامیان نظام، جلوهای از تداوم همین روحیه ایستادگی است؛ حضوری که نشان میدهد بخشهایی از جامعه، حمایت از نظام و دفاع از کشور را بخشی از مسئولیت خود میدانند.
این تصویر از ایران را نمیتوان بدون توجه به تنوع قومی، زبانی و فرهنگی آن درک کرد. از کرد و لر و ترک و عرب تا فارس و بلوچ و دیگر اقوام، مردمان این سرزمین با وجود تفاوتهای فرهنگی و زبانی، در تاریخ ایران سهم داشتهاند و در فراز و نشیبهای آن حضور یافتهاند. ایران، تنها حاصل یک روایت یا یک قوم نیست؛ تاریخ مشترک مردمانی است که در کنار تفاوتهایشان، در جغرافیایی به نام ایران زندگی کردهاند.
آنچه این سرزمین را در طول تاریخ متمایز کرده، صرفاً وسعت جغرافیا یا برخورداری از منابع طبیعی نیست؛ بلکه توانایی جامعه ایرانی برای حفظ پیوندهای تاریخی، بازسازی پس از بحرانها و سازگار شدن با شرایط تازه نیز اهمیت دارد. البته تاریخ ایران، همچون تاریخ هر ملت دیگری، سرشار از پیروزیها، شکستها، اختلافها و تجربههای پیچیده است؛ اما استمرار هویت ایرانی در میان این دگرگونیها، واقعیتی انکارناپذیر به شمار میرود.
پیام ایران روشن است: ملتها را نمیتوان تنها با تهدید شناخت و تمدنها را نمیتوان با تحقیر تعریف کرد. فشار خارجی نیز لزوماً به نتیجهای که طراحان آن انتظار دارند، منتهی نمیشود؛ بهویژه هنگامی که محاسبات سیاسی، پیچیدگیهای تاریخی و اجتماعی یک جامعه را نادیده بگیرند.
ایران به دنبال جنگ نیست، اما امنیت و تمامیت سرزمینی خود را مسئلهای جدی میداند. تجربههای گذشته نشان داده است که جنگ و فشار خارجی، پیامدهایی فراتر از محاسبات اولیه سیاستمداران دارند و میتوانند بر زندگی میلیونها انسان تأثیر بگذارند. ازاینرو، شناخت واقعیت ایران و توجه به پیامدهای هرگونه تقابل با آن، ضرورتی برای هر سیاستگذاری مسئولانه است.
آمریکا اگر به دنبال شناخت ایران است، باید بهجای قضاوت درباره یک ملت از پشت تریبونهای سیاسی، تاریخ، فرهنگ، تجربه جنگ و واقعیتهای اجتماعی آن را بشناسد. ملتی که بارها دورههای دشوار را پشت سر گذاشته، نمیتوان با چند اظهارنظر سیاسی درباره آیندهاش حکم صادر کرد.
ایران فقط یک نام روی نقشه نیست؛ ایران، حافظه یک تمدن، هویت چندصدساله یک ملت و اراده مردمی است که بارها از بحرانها عبور کردهاند.
این سرزمین در طول تاریخ، روزهای دشوار کم ندیده است؛ اما شناخت ایران، بیش از هر چیز، مستلزم درک این واقعیت است که آینده هیچ ملتی را نمیتوان صرفاً از بیرون و با ابزار تهدید و فشار تعیین کرد.