اجرای نمایش «عروس رفته گل بچینه» در فضای باز و عمومی، تجربهای متفاوت برای مخاطبان تئاتر سنندج رقم زده است؛ اجرایی که به جای تکیه بر سالنهای رسمی، ارتباط مستقیم با مردم را انتخاب کرده و از زبان کُردی، طنز و مسائل روزمره اجتماعی برای برقراری ارتباط با مخاطب بهره میگیرد.
دکتر قطبالدین صادقی، کارگردان و استاد تئاتر، در گفتوگوی اختصاصی با «جام کوردی» درباره چرایی انتخاب فضای باز برای اجرای این نمایش، از ضرورت بازگرداندن تئاتر به میان مردم میگوید. او معتقد است زبان کوردی میتواند ارتباط عاطفی و فرهنگی میان اثر و مخاطب را تقویت کند و تئاتر کردستان برای عبور از وضعیت موجود، بیش از هر چیز به آموزش، تولید مستمر، امکانات مناسب و ارتباط پیوسته با مردم نیاز دارد.
چرا تصمیم گرفتید «عروس رفته گل بچینه» را خارج از سالنهای متعارف
تئاتر اجرا کنید؟
دلیل
نخست، نبود یک سالن مجهز و مناسب در سنندج است. متأسفانه هیچیک از تالارهای ما
امکانات مطلوب صحنه، نور و صدای حرفهای را ندارند. دلیل دوم، استفاده بهینه از
ظرفیت آکادمی هنر بود.
البته
اجرای تئاتر در فضای باز ابتکار تازهای نیست. نمایش قرنها در فضاهای باز و
گسترده اجرا شده و تمرکز بر سالنهای تئاتر از اواخر قرن نوزدهم بهتدریج رسمی و
فراگیر شد.
شما پس از جشنواره بینالمللی تئاتر خیابانی مریوان، از هنرمندانی
هستید که بر اجرای تئاتر در فضای عمومی تأکید کردهاید. آیا این رویکرد را
بازگرداندن تئاتر به میان مردم میدانید؟
تردیدی
ندارم. یکی از دلایل اجرای این نمایش در فضای باز، تأکید بر مردمی بودن هنر نمایش
و استفاده از ظرفیتهای آن برای ارتباط مستقیم با مخاطب است.
به
تئاتر یونان نگاه کنید. برخی آمفیتئاترهای یونان باستان ظرفیت حدود ۱۷ هزار تماشاگر داشتهاند. در قرن
ششم پیش از میلاد، آتن و منطقه آتیکا حدود ۲۵۰ هزار نفر جمعیت داشتند و چنین ظرفیتی نشان میدهد که نمایش تا چه
اندازه با زندگی عمومی مردم پیوند داشته است.
در
مقابل، اجرای نمایش در تالارها که از اواخر قرن نوزدهم رواج یافت، بیشتر در ارتباط
با اشراف، بورژوازی و گروههای نخبه شکل گرفت.
استقبال مردم از «عروس رفته گل بچینه» را چگونه ارزیابی میکنید؟ مهمترین
عامل این استقبال چه بوده است؟
به
نظرم هر سه عامل مؤثر بودهاند؛ زبان کوردی، مضمون اثر و کیفیت اجرا.
اجرای
نمایش به زبان کوردی، اهمیت و ارزش ویژهای دارد. علاوه بر آن، مضمون انتقادی
نمایش که در دفاع از مظلومیت زنان و نقد فساد و فرصتطلبی مردان تازه به دوران
رسیده شکل گرفته، جذابیت بیشتری به اثر داده است.
نباید
فراموش کنیم که یکی از کارکردهای تمدن، نشان دادن عیبها و زشتیها و اعتراض به
ظلم و بیعدالتی با زبانی شیرین و طنزآمیز است. عامل سوم را نیز بدون تعارف، کیفیت
اجرا میدانم؛ یعنی پایبندی به اصول و قواعد کمدی در بازیگری، طراحی صحنه، ساختار
متن و انسجام کارگردانی.
زبان کوردی چه نقشی در ارتباط عاطفی مخاطب با نمایش دارد؟
انتخاب
زبان کوردی، پیش از هر چیز به معنای فعال کردن ناخودآگاه فرهنگی مخاطب است. زبان
پیوسته، ارتباط با مخاطب را از هر نظر نیرومندتر میکند و زیر و بم عواطف و ظرایف
اندیشه شخصیتها را مستقیمتر و زلالتر منتقل میکند.
آیا تجربه «عروس رفته گل بچینه» نشان میدهد مخاطب امروز بیشتر به
تئاتری علاقهمند است که با زبان، فرهنگ و زندگی روزمره او پیوند داشته باشد؟
در
این نمایش به جای طرح اندیشههای بزرگ و احساسات ژرف و تراژیک، از زندگی عینی،
روزمره و ملموس مردم سخن گفتهایم. این موضوع نهتنها کوچک و سخیف نیست، بلکه اهمیت
زیادی دارد.
هدف
تئاتر نمیتواند فقط سرگرمی و خنداندن مردم باشد. مهمتر از آن، باید نگاهی تحلیلی
و انتقادی به همین زندگی روزمره داشته باشد؛ نگاهی برای شناخت و اصلاح زشتیها،
ستمها و بیعدالتیها.
اجرای تئاتر در فضای عمومی چه تفاوتی با اجرای آن در سالن دارد؟
در
فضای بسته معمولاً تمرکز بیشتر است و میتوان روی صدا، نور، میزانسن و طراحیهای
متنوع صحنه حساب کرد. اما در فضای باز، باید با استفاده از موسیقی، دکور مناسب و
مهمتر از همه تحرک بازیگران، چالاکی و شادابی بیشتری به اجرا بخشید تا بتوان بر
پارازیتها و عوامل مزاحم محیط عمومی غلبه کرد.
در
عین حال، مهمترین مزیت فضای باز، ارتباط مستقیم، علنی و آشکارتر با مردم است.
آیا یکی از مشکلات تئاتر امروز، فاصله گرفتن از مخاطب عمومی است؟
دقیقاً.
در همه ادوار تاریخی، نمایش هنری مردمی و در ارتباط با مسائل و دغدغههای مردم
بوده است. هنر نمایش، هنری انتزاعی و صرفاً ذهنی نیست که فقط در دنیای درونی خالق
اثر معنا پیدا کند.
البته
از قرن بیستم به بعد، تجربههایی از این دست در تئاتر شکل گرفته، اما هیچگاه نقش
بزرگ و تعیینکنندهای نداشته است. طبیعی است اگر هنر نمایش به اثری گیجکننده،
موهوم و صرفاً ذهنی تبدیل شود، مردم از آن فاصله میگیرند.
کیفیت متن و محتوای آثار کوردی چه تأثیری بر رونق تئاتر کردستان دارد؟
مردم
خواهان هنری هستند که در شکل و محتوا، آن را از خود بدانند. به موسیقی و ههلپهرکی
کوردی نگاه کنید؛ میبینیم که در میان اقشار مختلف جامعه چه جایگاهی دارد. در دیگر
هنرها نیز همینطور است.
ما
باید با تکیه بر مضامین درست و اصیل، افقها و موضوعات جدید را کشف کنیم و فرهنگی
معاصر، گسترده، نیرومند و بهروز بسازیم. آثار نقاشی و پیکرههای کاک هادی
ضیاءالدین نمونهای از این رویکرد است.
طنز و کمدی در «عروس رفته گل بچینه» چه جایگاهی دارد؟
طنز
و کمدی، زبان و محمل اصلی این نمایش است. بدون طنز، هزل و مطایبه نمیتوان عیوب
انسانها و فساد اجتماعی را با قدرت نقد کرد.
تندترین
نقدها در تاریخ تئاتر جهان نیز بارها از زبان کمدی و طنز استفاده کردهاند. برای
نمونه، در دوره احمدشاه قاجار، اجرای اقتباسی از نمایشنامه «تارتوف» مولیر با
عنوان «میرزاکمالالدین» واکنشهایی را در پی داشت و بازار تهران در اعتراض به
موضوع ریا در نمایش، تعطیل شد.
مهمترین ویژگی محتوایی «عروس رفته گل بچینه» چیست؟
دفاع
از ستمدیدگی و فقدان حقوق زنان از یک سو و نقد فساد گسترده مالی، اداری، فرهنگی و
اخلاقی از سوی دیگر؛ فسادی که در رفتار برخی مردان تازه به دوران رسیده، فرصتطلب،
بیهویت و چاپلوس دیده میشود. البته همه این مسائل با زبان طنز بیان شدهاند.
تئاتر کشور و بهویژه کردستان در سالهای اخیر چه تغییراتی داشته و مهمترین
چالش امروز چیست؟
به
نظرم نخستین مشکل، تنبلی و کمکاری است. دهها هنرمند را میشناسم که منزوی و خانهنشین
شدهاند، انگیزههای هنری و اجتماعی خود را از دست دادهاند، با روزمرگی آشتی کردهاند
و تخیل، خلاقیت و کنجکاوی خود را کنار گذاشتهاند. این مسئله جای تأسف دارد.
مشکل
دوم، کپیکاری برخی جوانها از نمایشهای تهران و دیگر جشنوارههاست. گاهی با
نمایشهایی روبهرو میشویم که مجموعهای از حرکات ورزشی یا رقصی دارند، اما ضرورت
و منطق زیباییشناختی آنها روشن نیست.
نتیجه
این رویکرد، گاهی مبهمتر شدن موضوع و حرکت به سمت نمایش صرفاً بصری است؛ نمایشی
که در آن مضمون و محتوا کماهمیت میشود. البته خوشبختانه هنوز هنرمندان کوشا و
صادقی داریم که با جدیت کار میکنند.
آیا استقبال مردم از این نمایش را میتوان نشانه ظرفیت بالای مخاطب در
کردستان دانست؟
قطعاً.
همه ایران، کردستان و مردم کورد را به فرهنگدوستی میشناسند. هنرمندان این منطقه
نیز ظرفیتهای خود را در ادبیات، موسیقی، هنرهای تجسمی، سینما و تئاتر نشان دادهاند.
اما
نکته مهم این است که قدرت و اهمیت فرهنگ و هنر ما باید در مداومت و تولید پیگیرانه
و بیوقفه باشد، نه در اتفاقهای نادر و گاهگاهی.
نباید
منتظر یک اتفاق فرهنگی باشیم. باید به تولید و عرضه منظم بیشتر و ارتباط مستمر با
مردم فکر کنیم.
جشنواره تئاتر کوردی سقز و جشنواره بینالمللی تئاتر خیابانی مریوان چه
نقشی در رشد تئاتر کردستان داشتهاند؟
هر
دو جشنواره به هنرمندان ما انگیزه نیرومندی دادهاند و برای فرهنگ عمومی منطقه
اعتبار و آبرو آوردهاند. با این حال، تعریف محتوایی و شیوه مدیریت هر دو جشنواره
نیازمند بهروزرسانی و انسجام بیشتر است و باید ابتکارات تازهای وارد آنها شود؛
زیرا در عمل میبینیم نتایج آنها همیشه به اندازه ظرفیتشان درخشان نیست.
نسل جوان تئاتر کردستان به چه چیزهایی نیاز دارد؟
نخست،
تعریف درست و مدرنی از هنر نمایش؛ سپس آموزش درست و آکادمیک و در نهایت تولید و
اجرا. جوانان نباید
اهل حرف و کمکاری بار بیایند. همه اینها نیز نیازمند حمایت مالی، اداری و روحی
نهادها و شخصیتهای فرهنگی است.
همه
باید به این باور برسند که ما وامدار نسل جوان هستیم و باید به آنها خدمت کنیم، نه
اینکه بر آنها ریاست کنیم.
اگر بخواهید برای تحول اساسی تئاتر کردستان سه اولویت تعیین کنید، چه
میگویید؟
سه
اولویت را اینگونه میبینم:
۱. آموزش
نمایشنامهنویسی، طراحی، بازیگری و کارگردانی با روشهای پیشرفته و آکادمیک.
۲. تأمین
بودجه و امکانات فنی و زیربنایی، از جمله ساخت سالن مجهز و مناسب.
۳. اجرای
فراوان، پیوسته و باکیفیت.
از فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه هنری، شهرداریها و دیگر دستگاههای فرهنگی چه انتظاری دارید؟
انتظاری
جز احساس مسئولیت و همکاری نداریم.
متأسفانه
به جز اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، بسیاری از دستگاهها نه در تعریف، نه در بودجه
و نه در اقدامات محدود خود، نشانهای از درک و غیرت هنری نشان ندادهاند و حتی در
مواردی مانع و کارشکن بودهاند.
یکی
دو مورد را میشناسم که سالهاست آشکارا در برابر خلاقیتهای هنری و توسعه فرهنگی
ایستادهاند.
آیا برای ادامه اجرای «عروس رفته گل بچینه» یا تولید آثار جدید با همین
رویکرد برنامهای دارید؟
بله؛
اگر حرافان بیعمل و تنگنظرانی که همه هنرشان قطع کردن رابطه مردم با هنر است،
دمی آرام بگیرند.
در نهایت، چشمانداز شما برای تئاتر کردستان چیست؟
مطالعه
پیوسته، کار دائم، خلق آثار باکیفیت، احترام به یکدیگر و تلاش برای ایجاد فضایی
سرشار از فرهنگ، دوستی و عشق به مردم.
فردین کمانگر روزنامهنگار
1405/103