به گزارش جام کوردی، سالار شیرزادی، شاعر و پژوهشگر ادبیات کودک، در گفتوگو با جام کوردی تأکید کرد: «زبان مادری نخستین گهوارهی اندیشه و احساس کودک است و واژههایی که از دل فرهنگمان میآیند، پلی میان گذشتهی پربار و آیندهای روشن خواهند بود.» او که سالها در حوزه شعر کردی کودک فعالیت کرده، دغدغهاش را زنده نگهداشتن زبان مادری و رساندن آن به نسلهای تازه میداند. گفتگوی جام کوردی با این پژوهشگر را بخوانید:
-لطفاً خودتان را برای خوانندگان ما معرفی کنید.
من سالار شیرزادی هستم، دبیر ادبیات فارسی و شاعر کودک. دارای مدرک کارشناسی ادبیات فارسی و کارشناسیارشد ادبیات عامه. سالهاست در زمینهی شعر کودک به زبان کردی فعالیت میکنم. دغدغهام حفظ زبان مادری و رساندن آن به نسلهای تازه است؛ زبانی که در دل شعر کودک هم زنده میماند و هم معنا پیدا میکند.
-علاقهتان به ادبیات از چه زمانی شکل گرفت؟
علاقهام به ادبیات از همان کودکی شکل گرفت؛ زمانی که هنوز تلویزیون به خانهمان پا نگذاشته بود و شبها با صدای متلها و شعرهای فولکلور کردی به خواب میرفتیم. آن واژهها نخستین مواجههی من با دنیای ادبیات بودند؛ بیواسطه، زنده و پر از تصویر. بعدها این علاقه، مسیر تحصیلی و حرفهایام را شکل داد.
-چرا ادبیات کودک را انتخاب کردید؟
چون دنیای کودک، دنیایی است سرشار از تخیل، صداقت و کشف. شعر کودک به من این امکان را میدهد که با زبان ساده شعر بگویم. کودکان با زبان مادریشان ارتباطی طبیعی دارند و من تلاش کردهام این ارتباط را از طریق شعر تقویت کنم؛ تا زبان کردی در ذهن و دل کودک چون چشمهای بجوشد و جاری باشد.
-چه کتابهایی از شما چاپ شده است؟
تاکنون سه مجموعه شعر کودک به زبان کردی از من منتشر شده است: «م قوری چینییم»، «م تاکسی کرماشانم» و «مورریژ بۊچگ چێیە شار».
-از دو اثر اخیرتان برایمان بگویید.
شعرهای این دو مجموعه حاصل تجربهای طولانی است؛ برخی از آنها نزدیک به بیست سال پیش سروده شدهاند و برخی تازهاند، مانند شعرهای «چم» و «وا» که در همین مدت اخیر نوشته شدهاند. نخستین مخاطبان این شعرها، فرزندانم هلیا و اهورا بودند؛ کودکانی که با واکنشهایشان به شعرها جان بخشیدند.
مضمون شعرها متنوع است: طبیعت، موجودات زنده، مظاهر شهری و خیالپردازیهای کودکانه. از باد و آفتابگردان گرفته تا رودخانهای که بیوقفه و خستگیناپذیر به سوی دریا میرود، یا توصیف موجودی زیبا چون آهو. در کنار آنها، روایتهایی از مورچهای که ماشین باری میخرد و بار میکشد یا موشی که به ماه سفر میکند. تاکسی کرماشان نیز در یکی از شعرها با نگاهی کودکانه تصویر شده است.
در برخی شعرها، گوشهچشمی به اشعار فولکلور کردی داشتهام؛ مانند شعر «مامر» که از فضای شعرهای فولکلور الهام گرفته است. وزنها عمدتاً ریتمیک و شاد انتخاب شدهاند تا هم برای کودک خوشآهنگ باشند و هم برای خواندن در جمعهای خانوادگی یا آموزشی مناسب باشند.
-به نظر شما، در حوزهی شعر کودک کردی در کرمانشاه به اندازهی کافی کار شده است؟
نه، هنوز این حوزه جدی گرفته نشده است. در کرمانشاه، زبان کردی رسانهای ندارد؛ نه تلویزیونی که برنامههایی برای کودکان به زبان کردی تولید کند، نه مجلهای که شعر و قصه را منتشر کند. تولید کتاب کودک به زبان کردی بسیار محدود است و در مقایسه با زبان غالب، سهم اندکی دارد. این کمبود باعث شده بسیاری از کودکان کرد با ادبیاتی بزرگ شوند که به زبان مادریشان نیست.
-چه راهکاری برای استقبال بیشتر از شعر کودک کردی پیشنهاد میکنید؟
باید تولید آثار باکیفیت افزایش یابد، نویسندگان جوان در این حوزه آموزش ببینند و ناشران و تصویرگران به این بخش توجه بیشتری نشان دهند. همچنین حضور شعر کودک کردی در مدارس و مراکز فرهنگی میتواند زمینهساز آشنایی عمیقتر کودکان با زبان مادریشان باشد.
-چه توصیهای به پدر و مادرهای کرد دارید؟
پیشنهاد میکنم با کودکانشان به زبان کردی صحبت کنند، برایشان شعر بخوانند و قصه بگویند. بیگمان زبان مادری، نخستین گهوارهی اندیشه و احساس کودک است. هر واژهای که از دل فرهنگمان به گوش کودک میرسد، پلی است میان گذشتهی پربار و آیندهای روشن. کودکانی که ریشههای زبانیشان را میشناسند، درخت هویتشان پربارتر خواهد شد.
-سخن پایانی؟
امیدوارم شعر کودک کردی بیشتر دیده شود و جایگاه واقعی خود را پیدا کند. این حوزه ظرفیتهای زیادی دارد و میتواند نقش مؤثری در رشد فرهنگی کودکان کرد ایفا کند، بهویژه اگر خانوادهها و نهادهای فرهنگی در کنار نویسندگان و شاعران قرار بگیرند.
گفتگو از رضا جمشیدی