جام کوردی - در روزگاری که بسیاری از کسبه، کار را تنها در سایه سود و مادیات تعریف میکنند عبدالله امجدی خیاط 76 ساله سنندجی نمونهای کم نظیر از وجدان کاری، اخلاق حرفهای و پشتکار است.
«عبدالله امجدی»،
خیاط نامدار سنندجی، مردی است که در 76 سالگی هنوز به صورت میانگین روزانه 14 ساعت
کار میکند؛ بیآنکه لحظهای از خستگی، گلایه یا ناامیدی سخن بگوید. او با وجودی
که از تحصیلات آکادمی برخوردار نیست، اما اهل مطالعه و کتابخوانی است و همواره عشق
به کار و حفظ شأن مشتری را بر مادیات مقدم دانسته است. امجدی نماد پشتکار، عزتنفس
و اخلاقمداری در بازار سنندج است؛ انسانی که شغلش برای او نه فقط وسیلهی معاش،
بلکه راهی برای زندگی شرافتمندانه است.
آغاز راه
عبدالله امجدی میگوید:
«از سال ۱۳۳۸ به صورت رسمی وارد صنف خیاطان سنندج شدم. پانزده ساله بودم که برای
ادامه کار به تهران مهاجرت کردم و آنجا شاگرد خیاطان بزرگ آن دوره شدم؛ استادانی
مانند دانشمند، لیئوجی که به دوخت ایتالیایی شهرت داشت، و علی بن خیاطی. سالها در
کنار این بزرگان کار کردم و تجربه اندوختم.»
پس از چند سال
فعالیت در تهران، دوباره به سنندج بازمیگردد: «سال ۱۳۵۷ که پاساژ حبیبی ساخته شد،
یک واحد تولیدی تأسیس کردم و این آغاز استقلال و خودکفایی من در دوخت کتوشلوار
بود.»
امجدی معتقد است
که فرم اصلی کتوشلوار در جهان تغییری بنیادین نداشته است: «کتوشلوار همیشه یک
پوشش رسمی بینالمللی بوده. مدلهای کتوشلوار جلو راست ، کتوشلوار جلوگرد یک چاک
و دو چاک، دو دکمه و سه دکمه… اساس همان است. در این ۷۶ سال تغییرات زیادی ندیدهام.»
او از استقبال
مردم کردستان از پوشش کتوشلوار میگوید و اشاره میکند که حتی امروز، با وجود
گرانی، این علاقه هنوز زنده است وشاید آمار سفارشها به دلیل گرانی و افزایش هزینههای
تولید کاهش پیدا کرده اما هنوز مردم علاقهمند به استفاده از این پوشش هستند.
امجدی نام خیاطان
تأثیرگذار سنندج را با احترام یاد میکند و میگوید: «استاد حاجی محمد رشید روشکار
از بنیانگذاران این حرفه، احمد عبایی، امین اکبرپور، محمد زندی، فیضالله چاوشینژاد،
خالد بیدارپور، منصور فیاضی، کریم صلاحی و دیگران… همه نقشی مهم در رشد این حرفه
داشتند.»
لباس کردی؛ «لباس
ملی» نه «پوشش محلی»
امجدی به لباس
کوردی نیز اشاره میکند و با تأکید میگوید: «لباس کردی فقط لباس محلی نیست؛بلکه
لباس ملی ماست. بخشی از هویت ایران و باید با افتخار آن را لباس ملی بنامیم.»
هرچند خود او سالهای
جوانی لباس کردی نیز میدوخته، اما میگوید تخصصش همواره کتوشلوار بوده است. بااینحال
معتقد است که لباس کردی مجموعهای از اجزا با معنا و فلسفهی خاص است: «شال،
دستمال سر، و دیگر بخشها هر کدام جایگاه خود را دارند. این پوشش تنها برای کُردها
نیست؛ بسیاری از غیرکُردها نیز آن را میپوشند.»
کار، عشق و خستگیناپذیری
امجدی با لبخند
از 66 سال عشق به کارش میگوید: «هرگز نگفتم چرا خیاطی را انتخاب کردم. روزانه
حدود ۱۷ ساعت کار میکنم و خسته نمیشوم. این کار فقط شغل من نیست؛ زندگیم است.»
او اولویت خود را
نه پول، که کیفیت و شأن مشتری میداند: «هرچند امروز مادیات در جامعه پررنگ شده،
اما من همیشه کیفیت و عشق را مقدم دانستهام. دستمزدم در سنندج همیشه کمتر از
تهران بوده، ولی هیچوقت از کیفیت کم نکردهام.»
امجدی به کتوشلوارهای
صنعتی نیز اشاره میکند: «این محصولات قیمت را پایین آوردند اما از کیفیت کاستند.
مشتری مجبور میشود سالی چند کتوشلوار بخرد. اما من هنوز به دوخت اصیل و بادوام
پایبندم.»
یک خاطره
ماندگار؛ هدیهای برای یک داماد
از او درباره
خاطراتش میپرسم و چشمانش برق میزند و میگوید: شغل ما سرشار از خاطرات تلخ و
شیرین است اما یکی از خاطرات شیرین که همیشه در ذهنم تداعی میشود که «سالهای
شصت، جوانی برای دامادی به کتوشلوار نیاز داشت و زمان زیادی برای تهیه کتوشلوار
هم نداشت. و در دهه 60 کتوشلوار آماده در سنندج و کشور هم وجود نداشت. من کتوشلواری
که برای مشتری دیگری آماده کرده بودم – و او پارچهاش را خودش آورده بود – به آن
جوان هدیه دادم.»
او ادامه میدهد:
«بعداً پارچه مشابهی پیدا کردم و دوباره برای مشتری اصلی دوختم. جالب اینکه آن فرد
که صاحب اصلی کتوشلوار بود در مراسم عروسیِ همان جوان حاضر بود و تازه آنجا فهمید
چه شده! خود داماد عنوان میکرد که در
مراسم از او پرسیده که این را از کجا خریدی بسیار زیباست. من هم گفتم که خیاط
شرایط من را درک کرده و این کتوشلوار را داده است بعد صاحب اصلی کتوشلوار هم
عنوان کرده که اگر من هم جای او بودم، همین
کار را میکردم.»
امجدی لبخند میزند:
«این خاطره همیشه با من مانده؛ چون اخلاق، از هر چیزی مهمتر است.»
کتابخوانی و
هنر؛ وجه پنهان یک خیاط
گرچه سواد او شش
کلاس بیشتر نیست، اما میگوید همیشه عاشق مطالعه بوده: «تا ۲۴سالگی حدود صد جلد
کتاب خواندم. ادبیات، تئاتر، نقاشی… عاشق آثار شکسپیر، صمد بهرنگی، علی محمد
افغانی، تولستوی، ماکسیم گوگی، چخوف و نمایشنامههای بزرگ جهان بودم.»
او از علاقهاش به
سینما و تئاتر هم یاد میکند و هنرمندان بزرگ ایران مانند علی نصیریان، جمشید مشایخی،
عزتالله انتظامی و داود رشیدی را ستایش میکند.
امجدی با وجود شرایط سخت امروز جامعه، همچنان خوشبین است: «با اینکه مادیات پررنگ شده، اما هنوز انسانهای آزادهای هستند که خودشان و قلمشان را نمیفروشند. من به آینده بشر خوشبینم. تکنولوژی رشد میکند، اما انسانهای شریف هم همیشه هستند.»در پایان، توصیهای محکم به نسل جدید دارد: «جوانان باید به تولید و شغلهای دستی روی بیاورند. دلالی ثروت میآورد اما هنر خلق نمیکند. خیاطی یک هنر است. کسانی که کنار من کار کردند، بعدها استاد شدند و کسبوکار زدند. این افتخار من است.»
تهیه و تمظیم: فردین کمانگر روزنامهنگار