اردشیر کشاورز، مورخ پیشکسوت کرمانشاهی، در گفتوگو با جام کوردی، ضمن اشاره به جایگاه یلدا در باورهای کهن ایرانی و کردنشینان گفت: «یلدا واژهای سریانی و به معنای تولد است؛ تولد نور، روشنایی و رهایی از سیطره تاریکی. این شب یادآور آن است که از دل طولانیترین تاریکیها نیز میتوان به سپیده رسید.»
وی افزود: «در باور اسطورهای ایرانیان و بهتبع آن در فرهنگ مردم کرد، یلدا به معنای تسلیم نشدن در برابر اهریمن تاریکی و حفظ تعادل روان، امید و زندگی است.»
پرواز پرندگان؛ نوید باران و روشنایی فردا
این پژوهشگر با اشاره به آیینهای بومی کردها و لکها در کرمانشاه و کردستان گفت: «در گذشته، مردم این مناطق با رصد حرکت پرندگان، صور فلکی و وضعیت آسمان در شب یلدا به پیشبینی وضعیت آبوهوا میپرداختند.»
به گفته کشاورز، آسمان صاف و بدون آلودگی آن دوران، امکان مشاهده پرواز پرندگان را فراهم میکرد و حرکت پرندگان از سردسیر به گرمسیر، برای مردم نشانهای از بارش رحمت الهی پس از شب یلدا تلقی میشد؛ نشانهای از امید، روشنایی و پایان سرما.
او تأکید کرد: «این نوع گاهشماری بیش از آنکه پیشبینی هوا باشد، کارکردی روانی و اجتماعی داشت و به مردم میآموخت که در پس سرمای سخت، روشنایی در راه است.»
افسانههای یلدایی در فرهنگ کردها
کشاورز در بخش دیگری از سخنان خود به افسانههای رایج شب یلدا در میان کردها اشاره کرد و گفت: «در این روایتها، خانوادهای با سه دختر و یک پسر حضور دارند که نمادی از چله بزرگ و چله کوچکاند.»
او ادامه داد: «در افسانهها آمده پسر خانواده در شب ۲۱ بهمن، راهی کوهستان میشود. سرمای شدید او را آزار میدهد، اما با تدابیری شب را به صبح میرساند؛ هرچند نهایتا جان خود را از دست میدهد!»
به گفته این مورخ، عزاداری سهروزه خواهران برای برادر که جمعا ۹ روز میشود، نمادی از پایان زمستان و تولد دوباره زمین پس از پایان بهمن و شروع اسفند است؛ مفهومی که هر ساله با نفس کشیدن طبیعت تکرار میشود.
یلدا؛ باور است، نه خرافه
کشاورز با تأکید بر تفاوت باور و خرافه گفت: «مردم ایران باستان برای مقابله با سیاهی زمستان، آذوقه ذخیره میکردند و با روشن کردن آتش، تاریکی را از زندگی خود دور میساختند.»
وی افزود: «جشنهای آتش و آب از آیینهای کهن ایرانی است؛ یلدا جشن آتش و نور محسوب میشد و نوروز جشن آب و زایش دوباره طبیعت.»
از افروختن آتش بر بامها تا کرسیهای گرم
این پژوهشگر یادآور شد: «ایرانیان از آغاز شب یلدا با افروختن آتش بر بامها و ارتفاعات، یا روشن کردن چراغها در خانهها، به استقبال نور میرفتند و برای دوری از تاریکی، گرد کرسی جمع میشدند.»
به گفته او، استفاده از خوراکیهایی با رنگ روشن مانند هندوانه، فندق و بادام نیز نمادی از پیوند با روشنایی بود.
کشاورز در پایان خاطرنشان کرد: «شب یلدا با روایت داستانهای کهن و خواندن شاهنامه به صبح میرسید؛ شبی که در نهایت به جشن تولد نور و امید ختم میشد.»
گفتگو- لیلا سعدوندی
۱۴۰۴/۱۰۱