به گزارش جام کوردی، واقعیت این است که به مردم و به‌ویژه بزرگان قومی و قبیله‌ای و نخبگانشان در حل مسائل کلان کشور میدان داده نمی‌شود.

با نظر به سخنان دولتمردان، به‌خوبی این حقیقت هویداست که اتکای آنان بیشتر به ساختارهای رسمی است؛ یعنی برنامه‌ریزی از بالا به پایین با نتیجه‌ای کاملاً تکراری، در حالی‌که در عمل این ساختارهای غیررسمی و مردمی هستند که نقش محوری داشته و لزوم تغییر این نگرش، امری ضروری و حیاتی به نظر می‌رسد.

آیا تاکنون شده است که برای حل مسائل کلانی همچون کم‌آبی، به سراغ بزرگان قبایل و عشایر مناطق مختلف کشور برویم و از آنان برای حل مشکلات کمک بگیریم؟

چگونه این مطلب را به گوش مدیران برسانیم که حل بسیاری از مسائل به‌صورت اجتماع‌محور ممکن است و نیازی به داد و بیداد و فغان و فریاد ندارد.

آیا در دانشگاه‌ها و مراکز علمی، پژوهشی و کارآفرینی به‌عنوان مراکز حل مسئله به روی مردم باز است؟

و آیا این مراکز اعتقادی به ظرفیت‌های مردمی دارند و تاکنون شده است که از این ظرفیت خدادادی بهره‌ای ببرند؟

یا هنوز در ساختار ناکارآمد دانشگاه‌های حداکثر نسل دوم متوقف شده‌اند؟

چندی پیش یکی از دانشگاه‌های برتر استان‌های توسعه‌یافته را دیدم که فردی کارآفرین؛ فاقد مدرک دانشگاهی را به‌عنوان مشاور به همکاری دعوت کرده بود و از نظراتش برای کارآفرینی دانشجویان استفاده می‌کردند؛ چقدر خردمندانه است این‌گونه اقدامات نوآورانه.

در همین استان کرمانشاه، اگر فقط اندکی فضا به افراد مجرب و کارآزموده داده می‌شد، مسیرهای جدیدی به روی اقتصاد و اشتغال استان با هزینه‌های بسیار کم گشوده می‌شد.

ولی افسوس که برنامه‌ریزان در تله ساختارهای ناکارآمد اداری و جریان‌های سیاسی گرفتار شده و اراده‌ای برای تحول و نوآوری ندارند!

شرح این هجران و این داغ جگر
این زمان بگذار تا وقت دگر

رامین پی‌بردی - فعال اجتماعی

۱۴۰۴/۱۰۱