به گزارش جام کوردی، رشتهکوه زاگرس بهعنوان یکی از مهمترین نواحی طبیعی ایران، نقش حیاتی در تعادل اکولوژیک، منابع آب و معیشت جوامع محلی دارد. در این میان، درخت بلوط بهعنوان گونهی غالب جنگلهای زاگرس، ستون فقرات این اکوسیستم به شمار میرود و از نظر زیستمحیطی، اقتصادی و فرهنگی اهمیت فراوانی دارد.
جنگلهای بلوط زاگرس حدود ۴۰ درصد از کل جنگلهای ایران را تشکیل میدهند. مهمترین گونهی بلوط این منطقه، بلوط ایرانی است، اما گونههای دیگری مانند بلوط مازو و بلوط لبنانی نیز در بخشهایی از زاگرس دیده میشوند. این جنگلها از شمالغرب کشور، بهخصوص کردستان، تا جنوب استان فارس و کهگیلویه و بویراحمد امتداد دارند.
از جمله ویژگیهای زیستی بلوط را میتوان اینچنین عنوان کرد: درخت بلوط زاگرس درختی مقاوم با عمر طولانی است که میتواند صدها سال زنده بماند. ریشههای عمیق این درخت باعث تثبیت خاک و جلوگیری از فرسایش میشود. برگهای پهن بلوط نقش مهمی در جذب دیاکسیدکربن و تولید اکسیژن دارند و میوهی آن (بلوط) منبع غذایی ارزشمند برای حیاتوحش به شمار میرود.
درخت بلوط همچنین دارای نقشی اکولوژیک و اساسی در حفظ منابع آب زاگرس است. این درخت با افزایش نفوذپذیری خاک، از رواناب سطحی و سیلاب جلوگیری کرده و به تغذیهی سفرههای آب زیرزمینی کمک میکند. همچنین زیستگاه گونههای متنوعی از پرندگان، پستانداران و حشرات است و تنوع زیستی منطقه را حفظ میکند.
در کنار اینها میتوان به نقش اقتصادی درخت بلوط هم اشاره کرد؛ از جمله اینکه جنگلهای بلوط منبع تأمین سوخت، علوفه، داروهای گیاهی و محصولات فرعی برای جوامع محلی هستند.
طی حدود ۷۰ سال گذشته، گزارشها و مقامات رسمی میگویند نزدیک ۷ میلیون هکتار از جنگلهای بلوط زاگرس و نواحی بلوطخیز تخریب شدهاند و اکنون حدود ۵ میلیون هکتار باقی مانده است.
در مقیاس دهههای اخیر، در نیمهٔ دهههای ۸۰ و ۹۰ خورشیدی برخی مقامات و گزارشها اعلام کردهاند حدود ۱ میلیون هکتار از جنگلهای زاگرس از میان رفته یا بهشدت آسیب دیدهاند.
دلایل اصلی نابودی و زوال بلوط
خشکسالیِ تکرارشونده و تغییرات اقلیمی: کاهش بارش، افزایش دما و تنش آبی باعث تضعیف درختان و کاهش توان بقای آنها شده؛ این عامل یکی از مهمترین محرکهای زوال گستردهٔ جنگلهای بلوط گزارش شده است.
آفات و بیماریها (پدیدهٔ «زوال بلوط»): درختان ضعیفشده بیشتر در معرض آفات، قارچها و بیماریهای ریشهعروقی قرار میگیرند.
بهرهبرداری غیرمستقیم و مستقیم انسانی: قطع درختان برای زغال، هیزم، تعریض جادهها، توسعهٔ کشاورزی و تبدیل کاربریها، قطع قانونی یا غیرقانونی نقش بزرگی در از میان رفتن تودههای بلوط داشته است.
دامداری و چرای مفرط: فشار چرای دام بر تغذیهٔ نهالها و رویش مجدد بلوط باعث شده جنگلها نتوانند بازتولید شوند و با گذر زمان پوشش کاهش مییابد.
آتشسوزیها و اثرات فرعی: آتشسوزیهای طبیعی یا ناشی از فعالیت انسانی، بهویژه در شرایط خشک، به از بین رفتن سریع درختان و کاهش بقای جنگلها کمک کرده است.
پس از عناوین یادشده میتوان گفت زاگرس بدون درختان بلوط، در معرض تهدیدات اقلیمی شدیدی قرار خواهد گرفت؛ بنابراین باید در جهت توسعه و بازتولید جنگلهای بلوط در زاگرس اقدامات اساسی انجام گیرد، از جمله:
نجات جنگلهای بلوط بهویژه در زاگرس نیازمند مجموعهای از اقدامات همزمان و بلندمدت است. مهمترین راهکارها شامل مدیریت آفات و بیماریها، پایش و کنترل آفتهایی مثل سوسک چوبخوار و بیماری زوال بلوط، حذف و سوزاندن اصولی درختان آلوده برای جلوگیری از گسترش بیماریها، مقابله با خشکسالی و تغییر اقلیم، آبخیزداری، حفظ خاک و افزایش نفوذ آب باران، جلوگیری از تخریب پوشش گیاهی اطراف که رطوبت را نگه میدارند، پیشگیری از آتشسوزی، ایجاد آتشبُر، آموزش جوامع محلی، تقویت دیدهبانی و واکنش سریع، کنترل چرای بیرویه، محدودیت و ساماندهی چرای دام، احیای مناطق تخریبشده با بذرکاری و نهالکاری بومی، جلوگیری از قطع غیرقانونی درختان، تقویت حفاظت، جریمههای بازدارنده، جایگزینهای سوختی برای جوامع محلی، مشارکت مردم محلی، آموزش و ایجاد معیشتهای جایگزین، محصولات جنگلی غیرچوبی، واگذاری نقش حفاظت به جوامع بومی، احیا و بازکاشت اصولی، استفاده از گونههای بومی بلوط و تنوع ژنتیکی، مراقبت چندساله پس از کاشت، پژوهش و مدیریت یکپارچه، برنامههای علمی، دادهمحور و بلندمدت و هماهنگی بین سازمانها است.
این موارد را میتوان بهعنوان بخشهایی از راهکارها برای احیای جنگلهای بلوط عنوان کرد.
درختِ بلوط
ایستاده در برابرِ باد،
ریشه در صبر
و شاخه در آسمان.
۱۴۰۴/۱۰۳