به گمانم نام بلند سیروس سعدوندیان به عنوان پیشگامان تدوین تاریخ ایران به ویژه تاریخ دویست ساله معاصر بر اساس اسناد و مدارک متقن تاریخی در کنار زنده‌یاد سرهنگ دکتر جهانگیر قائم‌مقامی و دیگر بزرگان این عرصه ثبت خواهد شد.

هنوز گزارش کار سیروس سعدوندیان درباره حجم و گستردگی اسناد و مدارک موجود در مؤسسۀ پژوهش و مطالعات فرهنگی (مؤسسۀ مطالعات تاریخ معاصر ایران بعدی و پژوهشکدۀ تاریخ معاصرِ فعلی) که مورد خوانش و بازبینی قرار داد، ارائه نشده است.

وی به پیشنهاد خودش سال‌ها هزاران اسناد کنار گذاشته شده را به تنهایی بازبینی کرده و به گفته خود اسناد مهم و ارزشمندی خصوصاَ در حوزۀ تاریخ اجتماعی را میان آنها استخراج کرد.

برای کسانی که از نزدیک با او آشنایی نداشته یا همکاری نکرده‌اند طول خواهد کشید تا گستردگی، تنوع و حجم کارهای سیروس سعدوندیان شناخته شود؛ سیروس سعدوندیان مورخ، کارشناس خط سیاق، سندشناس، مترجم، داستان‌نویس، سخنور، ادیب، هنرمند، طراح موزه، نقاش، مجسمه‌ساز و فیلمنامه‌نویس بود.

بی‌تردید سهم سیروس سعدوندیان در جریان تاریخ‌نویسی و سندپژوهی معاصر ایران و هدایت مورخان نامدار این حوزه به مستندنویسی و مستندگویی، شایستۀ مطالعه، شرح و بازنمایی بیشتر است.

سیروس سعدوندیان بیش از نیم قرن شب و روز در میان کوهی از اسناد تلنبار شده و به‌هم‌ریخته و آشفته که هیچگونه سامان و نظمی نداشتند و بوی خاک، نم و کهنگی آن‌ها مشام آدمی را به شدت می‌آزرد، تنها و بی یاور و گاهی حتی بی‌اَجر و مزد، زندگی کرد و سلامتی چشم و ریه خود را به خطر انداخت تا با بردباری و شکیبایی سنت مستندنویسی را در میان جامعه تاریخ‌نویسان ایرانی زنده نگاه دارد.

یادگار سترگ و ماندگار او علاوه بر بهره‌گیری از هزاران سند تاریخی که در آثارش نمایان است، آموزش غیرمستقیم و نامحسوس تاریخ‌نویسی بر اساس اسناد و مدارک تاریخی به کوشندگان این حوزه بود.


کودک پرشروشور کوچه‌های دیروز یکی از ولایت‌های دوردست کرمانشاه، در بزرگسالی زندگی آرام، گوشه‌گیری و درویشی را برگزید و دور از جنجال‌های بی‌ثمر و هیاهوهای سیاسی، راهِ دشوار و پر از سنگلاخ جستجوگری و پژوهشگری را در عرصه تاریخ سرزمینش پیمود و هرچه بیشتر در انبوه اسناد به فراموشی سپرده و نمور غور می‌کرد گرد فراموشی و تحریف از روی گوشۀ کوچکی از تاریخ غبار گرفته میهنش ایران را می‌زدود.

به قلم حشمت‌اله منعم

۱۴۰۵/۱۰۱