نام اسد سیدی برای بسیاری از علاقهمندان هنر عکاسی در کردستان نامی آشناست. عکاسی که با ثبت پرترههای هنری از چهرههای ماندگار فرهنگی، هنری و اجتماعی، توانسته است جایگاه ویژهای در میان عکاسان کشور به دست آورد و آثارش را در نمایشگاههای داخلی و بینالمللی به نمایش بگذارد. او متولد سال ۱۳۵۸ در سنندج است و از کودکی در خانوادهای رشد کرد که عکاسی، حرفه و شیوه زندگی آنها بود. حضور در آتلیه برادرانش، بهویژه استاد وهاب سیدی، مسیر زندگی او را به سمت عکاسی حرفهای هدایت کرد. با این هنرمند سنندجی درباره دنیای پرتره، ظرفیتهای عکاسی در کردستان و آینده این هنر به گفتوگو نشستیم.
چه چیزی شما را به سمت عکاسی پرتره
سوق داد و چرا این ژانر را برای فعالیت حرفهای خود انتخاب کردید؟
من در خانوادهای متولد شدم که عکاسی، حرفه
اصلی اعضای آن بود. از همان دوران کودکی در آتلیه برادرانم فعالیت میکردم و
نخستین درسهای عکاسی را از آنها، بهویژه برادرم زندهیاد «وهاب سیدی» که در
نورپردازی و پرتره استادی کمنظیر بود، آموختم.
اما نقطه عطف زندگی هنری من زمانی رقم خورد که
بهطور اتفاقی در سال 1380 مجلهای خریدم و در صفحات پایانی آن با آثار استاد
فخرالدینی روبهرو شدم. دیدن آن تصاویر، نگاه مرا به عکاسی تغییر داد و همانجا
تصمیم گرفتم مسیر حرفهای خود را به سمت عکاسی هنری و بهویژه پرتره تغییر دهم.
به اعتقاد من، پرتره یکی از دشوارترین شاخههای
عکاسی است؛ زیرا عکاس باید با کمترین عناصر، شخصیت، احساس، اخلاق و هویت سوژه را
به تصویر بکشد.
به نظر شما یک پرتره موفق تا چه
اندازه باید شخصیت واقعی سوژه را بازتاب دهد و تا چه اندازه حاصل نگاه عکاس باشد؟
آنچه آثار عکاسان بزرگ را از دیگران متمایز میکند،
نوع نگاه و اندیشه آنهاست. شخصیت واقعی سوژه باید در تصویر حضور داشته باشد، اما
این نگاه عکاس است که به عکس معنا و ماندگاری میبخشد.
همیشه تلاش کردهام پیش از عکاسی، شناخت دقیقی
از سوژه به دست آورم. اگر از یک هنرمند، نویسنده، فعال اجتماعی یا محیطزیست عکاسی
میکنم، هدفم این است که مخاطب تنها یک چهره نبیند، بلکه بخشی از شخصیت، دغدغهها
و خدمات او را در همان قاب احساس کند.
فعالیت در کردستان و شهر سنندج چه تأثیری بر
نگاه هنری و شیوه عکاسی شما گذاشته است؟
کردستان سرزمینی سرشار از طبیعت بکر، تاریخ،
فرهنگ، موسیقی، آیینها و روایتهای کهن است. زندگی در میان مردم اصیل این دیار،
الهامبخش هر هنرمندی است.
بخش مهمی از نگاه هنری من از همین سرزمین شکل
گرفته است. چهرههای مردم، لباسهای محلی، موسیقی، آیینها و سبک زندگی آنها سوژههایی
ناب برای عکاسی هستند و همین ویژگیها باعث شده آثار هنرمندان کردستان در عرصههای
ملی و بینالمللی نیز مورد توجه قرار گیرد.
در میان پرترههایی که از هنرمندان و
فعالان فرهنگی ثبت کردهاید، آیا اثری وجود دارد که برای شما جایگاه ویژهای داشته
باشد؟
برای یک هنرمند، همه آثار ارزشمند هستند؛ همانطور
که برای پدر و مادر، همه فرزندان عزیزند.
با این حال، برخی تصاویر به دلیل زمان ثبت،
شخصیت سوژه یا اتفاقات پس از آن، حال و هوای متفاوتی دارند. در آرشیو من پرترههای
ارزشمندی از شخصیتهایی وجود دارد که امروز دیگر در میان ما نیستند و همین موضوع،
ارزش معنوی آن آثار را برای من دوچندان کرده است.
روند ارتباط شما با سوژه پیش از ثبت عکس چگونه
است؟
عکاسی پرتره بیش از هر چیز به ارتباط انسانی
نیاز دارد.
پیش از آنکه دوربین را در دست بگیرم، سعی میکنم
با سوژه گفتوگو کنم. در خلال صحبت، رفتار، نگاه، حرکات دست و زبان بدن او را به
دقت مشاهده میکنم. وقتی اعتماد و صمیمیت شکل گرفت، عکاسی آغاز میشود و نتیجه نیز
طبیعیتر و تأثیرگذارتر خواهد بود.
برگزاری نمایشگاههای تخصصی چه نقشی
در معرفی هنر پرتره داشته است؟
نمایشگاهها مهمترین فرصت برای ارتباط مستقیم
هنرمند با مخاطب هستند.
برای نخستین بار نمایشگاه «پرتره شخصیتهای
ماندگار سنندج» را برگزار کردم و پس از آن تاکنون نزدیک به ۲۰ نمایشگاه انفرادی و
گروهی در شهرهای مختلف ایران و همچنین اربیل و سلیمانیه برگزار کردهام.
نمایشگاهها علاوه بر معرفی آثار، زمینه گفتوگو،
نقد و تبادل تجربه میان هنرمندان و مخاطبان را فراهم میکنند و نقش مهمی در رشد
هنر عکاسی دارند.
با گسترش شبکههای اجتماعی و هوش
مصنوعی، آینده عکاسی پرتره را چگونه ارزیابی میکنید؟
بدون تردید فناوری و هوش مصنوعی شیوه تولید
تصویر را متحول کردهاند، اما معتقدم هیچ فناوری نمیتواند جایگزین نگاه، احساس و
تجربه یک عکاس شود.
عکاسان باید از این ابزارها بهعنوان امکانات
کمکی استفاده کنند تا بتوانند آثار خلاقانهتر و باکیفیتتری خلق کنند، اما آنچه
یک عکس را ماندگار میکند، اندیشه و احساس هنرمند است.
به نظر شما عکاسی پرتره در کردستان
چه ظرفیتها و چه چالشهایی دارد؟
کردستان از نظر سوژه، یکی از غنیترین مناطق ایران
است. وجود مفاخر فرهنگی، هنری، ادبی، موسیقایی و اجتماعی، در کنار تنوع آیینها،
پوشش محلی و فرهنگ مردم، فرصت کمنظیری برای عکاسان پرتره ایجاد کرده است.
در کنار این ظرفیتها، چالشهایی نیز وجود
دارد؛ از جمله کمبود گالریهای تخصصی، هزینه بالای تجهیزات، محدود بودن حمایتهای
مالی و نبود آرشیو جامع تصویری از چهرههای ماندگار استان. اگر این موانع برطرف
شود، عکاسان کردستان میتوانند بیش از گذشته در سطح ملی و بینالمللی بدرخشند.
اگر بخواهید در قالب یک پروژه
بلندمدت، روایت تصویری از فرهنگ و هنر کردستان ارائه دهید، چه سوژهها و موضوعاتی
را در اولویت قرار خواهید داد؟
اگر فرصت اجرای چنین پروژهای فراهم شود،
نخستین اولویت من ثبت پرتره مفاخر و چهرههای ماندگار کردستان خواهد بود؛ افرادی
که عمر خود را صرف اعتلای فرهنگ، هنر، موسیقی، ادبیات، آموزش و خدمت به جامعه کردهاند.
در کنار آن، دوست دارم زندگی مردم عادی را نیز
روایت کنم؛ از استادان موسیقی و دفنوازان گرفته تا کشاورزان، بافندگان، هنرمندان
صنایعدستی، راویان فرهنگ شفاهی، زنان هنرمند و کودکان روستاهای کردستان. معتقدم
هویت واقعی این سرزمین در چهره همین انسانها نهفته است و ثبت این میراث تصویری،
ماندگارترین خدمتی است که یک عکاس میتواند به فرهنگ کردستان انجام دهد.
1405/103