جام کوردی - تحولات اخیر درباره آینده همکاری نظامی آمریکا با اقلیم کردستان، بار دیگر پرسشی قدیمی را زنده کرده است: آیا اربیل میتواند امنیت و آینده خود را به تعهدات قدرتی گره بزند که سیاستهایش با تغییر منافع واشنگتن تغییر میکند؟
تاریخ برای کردهای عراق پاسخهای قابل تأملی دارد.
در سال ۱۹۷۵، با تغییر معادلات منطقه و توافق الجزایر میان ایران و عراق، حمایت آمریکا از جنبش کردهای عراق متوقف شد؛ اتفاقی که کردها هزینه سنگینی برای آن پرداختند.
بیش از چهار دهه بعد، در سال ۲۰۱۷ نیز زمانی که رهبران اقلیم انتظار حمایت واشنگتن از همهپرسی استقلال را داشتند، آمریکا با همهپرسی مخالفت کرد و در بحران پس از آن نیز آن حمایتی را که اربیل انتظار داشت، ارائه نکرد.
اکنون در سال ۲۰۲۶ نیز بحث آینده حمایت آمریکا از نیروهای پیشمرگه بار دیگر این واقعیت را یادآوری میکند که در سیاست بینالملل، تعهد قدرتهای بزرگ تا جایی ادامه دارد که با منافع خودشان همسو باشد.
این به معنای نادیده گرفتن نقش آمریکا در حمایت از اقلیم و مبارزه با داعش نیست؛ اما تجربه تاریخی به اربیل میگوید که میان یک متحد فرامنطقهای و یک همسایه دائمی تفاوت بزرگی وجود دارد.
ایران؛ همسایهای که میماند
روابط ایران و کردهای عراق محدود به تحولات امروز نیست. در دوران جنگ، انفال و سرکوب حکومت بعث، ایران میزبان شمار زیادی از آوارگان کرد عراقی بود و بسیاری از خانوادههای کردستان هنوز خاطرات آن دوران را به یاد دارند.
در سال ۲۰۱۴ نیز هنگامی که داعش به نزدیکی اربیل رسید، مسعود بارزانی اعلام کرد ایران نخستین کشوری بود که در پاسخ به درخواست اقلیم، سلاح و مهمات در اختیار نیروهای پیشمرگه قرار داد.
این تجربه یک واقعیت ساده را نشان میدهد: آمریکا هزاران کیلومتر با کردستان فاصله دارد، اما ایران در کنار اقلیم است.
ایران و اقلیم علاوه بر مرز مشترک، دارای پیوندهای تاریخی و فرهنگی، روابط گسترده اقتصادی، بازارهای مرزی و منافع امنیتی مشترک هستند. به همین دلیل، تهران برای اربیل صرفاً یک بازیگر منطقهای نیست؛ همسایهای است که ثبات یا تنش در روابط با آن مستقیماً بر امنیت و اقتصاد اقلیم اثر میگذارد.
البته میان تهران و اربیل اختلافاتی نیز وجود داشته است؛ از مسائل مرزی تا موضوع حضور گروههای مسلح مخالف ایران در اقلیم. اما راهحل این مسائل نه فاصله گرفتن از یکدیگر، بلکه گفتوگو و ایجاد یک چارچوب پایدار امنیتی و سیاسی است.
اقلیم میتواند با تضمین اینکه خاک آن علیه امنیت ایران مورد استفاده قرار نمیگیرد، یکی از مهمترین موانع روابط دو طرف را برطرف کند. در مقابل، ظرفیتهای ایران در تجارت، انرژی، سرمایهگذاری، حملونقل و همکاریهای مرزی میتواند فرصتهای مهمی برای اقتصاد اقلیم ایجاد کند.
زمان بازنگری اربیل
درس تحولات امروز این نیست که اقلیم رابطه خود با آمریکا و غرب را کنار بگذارد. سیاست منطقی برای اربیل، داشتن روابط متوازن با جهان و در عین حال اولویت دادن به روابط پایدار با همسایگان است.
آمریکا براساس منافع خود تصمیم میگیرد و ممکن است با تغییر شرایط منطقه، دولت یا راهبردهای جهانی، سیاست خود را تغییر دهد؛ همانگونه که تاریخ بارها نشان داده است.
اما جغرافیا تغییر نمیکند
ایران و اقلیم فردا نیز همسایه خواهند بود. امنیت، اقتصاد و ثبات دو طرف به یکدیگر پیوند خورده و هیچ قدرت فرامنطقهای نمیتواند این واقعیت جغرافیایی را تغییر دهد.
شاید تحولات سال ۲۰۲۶ فرصتی باشد تا اربیل تجربه چند دهه گذشته را دوباره مرور کند و رابطه با تهران را نه یک انتخاب مقطعی، بلکه بخشی از راهبرد بلندمدت خود بداند.
قدرتهای دوردست ممکن است روزی بیایند و روزی بروند؛ اما همسایگان میمانند. برای اقلیم کردستان، تفاهم با ایران نه فقط یک انتخاب سیاسی، بلکه ضرورتی برخاسته از جغرافیا و منافع مشترک است.