جام کوردی - خروج نیروهای آمریکایی از اقلیم کردستان، تنها یک جابهجایی نظامی نیست، بلکه نقطه عطفی است که «توهم حمایت پایدار غرب» از اربیل را به چالش کشیده است. رویدادهای اخیر نشان میدهد که واشینگتن در مواجهه با تحولات عراق، بیش از هر زمان دیگری به سمت تعامل با مرکزیت بغداد متمایل شده است.
چند نکته کلیدی در این گذار سیاسی قابل تأمل است:
۱. شکستِ سناریوی «یکپارچهسازی»: تلاشهای اخیر در اربیل برای یکپارچهسازی نیروهای پیشمرگه، بیش از آنکه اصلاحی ساختاری باشد، یک مانور سیاسی و رسانهای با هدف تأمین بودجه از بغداد و حفظ جایگاه سیاسی بود. واقعیتهای میدانی حاکی از آن است که زیرساختهای لازم برای یکپارچگی واقعی هنوز محقق نشده است.
۲. بحرانِ خلاء امنیتی: تحلیلگران معتقدند خروج نیروهای غربی، خلاء امنیتی جدی در اقلیم ایجاد خواهد کرد که مقامات اربیل را در برابر آیندهای نامعلوم قرار داده است؛ بهویژه آنکه امید به بازگشتِ نقشآفرینی غرب در سالهای آتی، چندان واقعبینانه به نظر نمیرسد.
۳. تغییرِ تهدیدها: برخلاف برخی گمانهزنیها، بازگشت داعش به دلیل فقدان حمایت اجتماعی در میان اهلسنت و هوشیاری نیروهای امنیتی عراق، دور از ذهن است. تهدید واقعی، انتقال کانونهای تنش به مناطق مرزی سوریه است، جایی که گروههای مسلح تحت حمایت بازیگران خارجی ممکن است ناآرامیهای تازهای را دامن بزنند.
۴. درسِ بزرگ برای اربیل: پیامِ روشنِ خروج آمریکا برای اقلیم کردستان این است که سیاستِ تکیه بر حمایتهای خارجی، راهبردی موقت و ناپایدار است. تنها مسیرِ عقلانی و راهگشا برای اربیل، بازگشتِ واقعی به زیر چتر حاکمیت دولت مرکزی عراق و رسیدن به تفاهمات استراتژیک با کشورهای همسایه است؛ مسیری که میتواند ثبات و بقای اقلیم را در برابر طوفانهای منطقهای تضمین کند.