به گزارش جام کوردی، بر اساس اظهارات یاور عبیری، رئیس جامعه حرفهای اقامتگاههای بومگردی کشور، از حدود ۲۵۰۰ روستای کرمانشاه، دستکم ۲۰۰ تا ۳۰۰ روستا ظرفیت گردشگری دارند. با این حال، طی حدود دو دهه تنها ۱۴ روستا به عنوان روستای هدف گردشگری معرفی شده و تعداد اقامتگاههای بومگردی فعال در روستاهای استان نیز حدود ۵۰ تا ۶۰ واحد است!
این فاصله میان ظرفیت و عملکرد شاید مهمترین مسئله گردشگری روستایی کرمانشاه باشد.
مشکل کرمانشاه کمبود جاذبه نیست
واقعیت این است که کرمانشاه برای توسعه گردشگری روستایی تقریباً همه عناصر لازم را در اختیار دارد؛ چشمهها و سرابها، رودخانهها، کوهستان، روستاهای پلکانی، معماری سنتی، تنوع فرهنگی و قومی، غذاهای محلی، موسیقی و آیینهای بومی و البته شمار قابل توجهی از آثار تاریخی.
بسیاری از روستاهای استان در کنار منابع طبیعی شکل گرفتهاند و همین موضوع به آنها هویت و چشمانداز منحصربهفردی داده است. در کنار این ظرفیت طبیعی، وجود هزاران اثر تاریخی در استان میتواند گردشگری روستایی را به گردشگری تاریخی و فرهنگی پیوند بزند.
بنابراین مسئله اصلی، نبود جاذبه نیست؛ مسئله این است که هنوز برای تبدیل این جاذبهها به محصول گردشگری برنامه منسجم و مستمری وجود ندارد.
گردشگری روستایی فقط یک سفر تفریحی نیست
از طرفی نگاه به گردشگری روستایی نباید صرفاً به معنای ورود چند مسافر و اقامت در یک خانه بومگردی باشد. گردشگر وقتی وارد روستا میشود، برای حملونقل، غذا، صنایعدستی، محصولات کشاورزی، سوغات، اقامت و خدمات محلی هزینه میکند.
یعنی هر گردشگر میتواند بخشی از اقتصاد محلی را به حرکت درآورد و درآمد گردشگری را میان گروههای مختلف روستا توزیع کند.
از این منظر، توسعه گردشگری روستایی میتواند یکی از ابزارهای حفظ جمعیت روستایی، حمایت از مشاغل محلی و جلوگیری از فراموش شدن صنایعدستی، غذاها، آیینها و سبک زندگی بومی باشد.
کرمانشاه و عراق؛ یک فرصت فرامرزی
در این بین یک نکته مهمتر نیز وجود دارد. کرمانشاه به دلیل هممرزی با عراق، میتواند گردشگری روستایی خود را صرفاً در چارچوب بازار داخلی تعریف نکند.
استانهای اقلیم کردستان عراق و دیگر مناطق نزدیک به مرز، بازار بالقوهای برای گردشگری طبیعت، فرهنگ، غذا و تجربههای روستایی کرمانشاه هستند. نزدیکی جغرافیایی، اشتراکات فرهنگی و زبانی و پیوندهای تاریخی میان دو سوی مرز، میتواند زمینه معرفی روستاهای گردشگرپذیر کرمانشاه به گردشگران عراقی را فراهم کند.
در چنین شرایطی، معرفی یک روستا به عنوان مقصد گردشگری میتواند فراتر از نصب یک تابلو یا قرار گرفتن نام آن در فهرست روستاهای هدف باشد. لازم است برای هر روستا یک هویت گردشگری تعریف شود؛ روستایی برای طبیعت، روستایی برای غذا و محصولات محلی، روستایی برای معماری و فرهنگ و روستایی برای تجربه زندگی عشایری یا کوهستانی.
فاصلهی شعار تا عمل
یکی از نکات قابل تأمل در اظهارات فعالان گردشگری، انتقاد از کمتوجهی مدیران محلی به ظرفیت گردشگری روستاهاست. حتی اگر بخشی از این انتقاد را ناشی از نگاه فعالان این حوزه بدانیم، یک واقعیت همچنان پابرجاست؛ توسعه گردشگری بدون مشارکت فرمانداران، بخشداران و دهیاران ممکن نمیشود!
مدیری که گردشگری را صرفاً یک برنامه فرهنگی یا تفریحی ببیند، طبیعتاً سرمایهگذاری جدی برای آن انجام نمیدهد. اما اگر گردشگری را بخشی از اقتصاد روستا بداند، موضوع کاملاً متفاوت خواهد شد.
برگزاری رویدادهای محلی، جشنواره محصولات کشاورزی و غذایی، معرفی صنایعدستی، ایجاد بازارچههای دائمی و فصلی و تبلیغات هدفمند میتواند روستا را از یک نقطه جغرافیایی به یک مقصد اقتصادی تبدیل کند.
کرمانشاه به یک نقشه راه نیاز دارد
اگر واقعاً ۲۰۰ تا ۳۰۰ روستای کرمانشاه ظرفیت گردشگری دارند، هدفگذاری برای افزایش تعداد اقامتگاههای بومگردی از ۵۰ یا ۶۰ واحد به حداقل ۲۰۰ واحد میتواند یکی از شاخصهای قابل سنجش توسعه گردشگری روستایی در استان باشد.
اما افزایش تعداد اقامتگاهها به تنهایی کافی نیست. آموزش جوامع محلی، بهبود راههای دسترسی، تابلوهای گردشگری، خدمات بهداشتی، اینترنت، تبلیغات، بستههای سفر و مهمتر از همه اتصال روستاها به بازار گردشگری ایران و عراق باید همزمان دنبال شود.
کرمانشاه برای توسعه گردشگری روستایی بیش از آنکه به کشف یک ظرفیت جدید نیاز داشته باشد، به مدیریت، برنامهریزی و تبدیل ظرفیتهای موجود به محصول گردشگری نیاز دارد.
اگر این اتفاق بیفتد، روستاهای گردشگری استان به مکانی برای تولید، درآمد، اشتغال و معرفی فرهنگ کرمانشاه تبدیل میشوند.
اختصاصی جام کوردی
۱۴۰۵/۱۰۱