جام کوردی - پس از جنگ ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران که در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، ایران نه تنها دوام آورده، بلکه به عنوان یک عامل نظامی و استراتژیک قوی‌تر در منطقه ظهور کرده است.

برزو حبیب،  تحلیلگر سیاسی  کرد در مقالە ای از وضعیت ایران پس از جنگ تحمیلی آمریکایی – صهیونیستی، نوشتە است؛

انسداد تنگه هرمز که در ابتدا به عنوان یک واکنش دفاعی آغاز شد، اکنون به مبنایی برای استراتژی جدید ایران تبدیل شده است که در آن این کشور می‌خواهد الگوی قدرت جهانی در خلیج فارس را از نو تعریف کند.

کنترل کامل تنگه هرمز:

ایران اکنون کنترل بلامنازع تنگه هرمز را در دست دارد. آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، در روز ملی خلیج فارس (30 آوریل) گفت که «مرحله جدیدی» آغاز شده است و خلیج فارس بدون حضور ایالات متحده «درخشان» خواهد بود. حدود 20 درصد از تجارت نفت جهان از این مسیر عبور می‌کند.

همانطور که در بیانیه‌های رسمی ایران آمده است، این تنگه «هرگز به شرایط قبل از جنگ باز نخواهد گشت.» علی نیکزاد، نایب رئیس مجلس ایران، با بیان اینکه «تنگه هرمز بمب هسته‌ای ایران است»، این موضع را تأیید کرد.

از منظر عملیاتی، ایران یک سیستم مدیریتی جدید برای این کریدور ایجاد کرده است که شامل چهار حوزه اصلی است: امنیت دریایی، آلودگی محیط زیست، هزینه‌های خدمات سفر و حمل و نقل و تأسیس یک صندوق توسعه منطقه‌ای. این امر عملاً عبور هر کشتی از این کریدور را بدون راهنمایی و اجازه ایران غیرممکن کرده است.

ایران هنوز از نظر نظامی توانمند است

با وجود هفته‌ها حملات هوایی گسترده آمریکا و اسرائیل، ایران قابلیت‌های نظامی قابل توجهی را حفظ کرده است. بر اساس ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا که توسط نیویورک تایمز منتشر شده است، ایران «حدود ۴۰ درصد از موشک‌های پهپادی قبل از جنگ» و «بیش از ۶۰ درصد از سیستم‌های پرتاب موشک خود را حفظ کرده است. »

علاوه بر این، از زمان آتش‌بس ۸ آوریل، ایران توانسته است بیش از ۱۰۰ سامانه پرتاب موشک را که در «تونل ها و پایگاه‌های زیرزمینی» پنهان شده بودند، دوباره به دست آورد و فعال کند. برخی برآوردها نشان می‌دهد که پس از تکمیل تلاش‌های بازیابی موشک‌ها در زیر آوار پایگاه‌ها، ایران می‌تواند «تا ۷۰ درصد از ناوگان موشکی پیش از جنگ خود» را دوباره احیا کند.

از منظر سیاسی، علاءالدین بروجردی، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران، گفت موشک‌ها و پهپادهای ایران برای «سال‌ها جنگ» کافی هستند. این نکته کلیدی نشان می‌دهد که ایران با یک برنامه و آمادگی بلندمدت آماده شده است، نه با یک واکنش موقت. بروجردی همچنین گفت که ایران «هنوز کارت‌های جدید خود را رو نکرده است. »

استراتژی تشدید بی‌قید و شرط:

در کنار کنترل این کریدور، ایران یک استراتژی دفاعی جدید تدوین کرده است که تحلیلگران نظامی آن را «تشدید بی‌قید و شرط» می‌نامند. این استراتژی شامل چندین فاکتور اصلی است:

اول، منطقه‌ای شدن درگیری است. ایران به جای دفاع صرف در داخل مرزهای خود، جنگ را در منطقه گسترش داده است. نیروهای آموزشی و متحدان در عراق، لبنان و یمن فعال شده‌اند تا بازارهای جهانی انرژی و منافع ایالات متحده را هدف قرار دهند.

دوم، هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی. در طول جنگ، ایران به سکوهای تولید نفت و گاز در کشورهای همسایه حمله کرد و زیرساخت‌های حمل و نقل نفت را هدف قرار داد. این بخشی از استراتژی «تحت تاثیرقرار دادن قابل توجه و گسترده بازار جهانی انرژی» بود.

 قانون «چشم در برابر چشم»:

ایران سیاست واکنش متناسب و غیرمستقیم را کنار گذاشته و به دنبال پاسخ مستقیم و متوازن به هرگونه حمله‌ای است. این امر نقاط حساس کشورهای رقیب را به هدف تبدیل کرده است.

موقعیت جغرافیایی به عنوان یک سلاح استراتژیک:

از زمان جنگ، ایران مسیر اصلی دفاعی خود را از موشک‌ها و پهپادها به «سلاح‌های جغرافیایی» - همان تنگه هرمز - تغییر داده است. دین سترینوویچ، رئیس سابق اطلاعات نظامی اسرائیل، در اظهاراتی که توسط نیویورک تایمز منتشر شد، گفت: «همه اکنون می‌دانند که اگر درگیری در آینده رخ دهد، بستن تنگه هرمز اولویت اول ایران خواهد بود. »

در همین حال، دیمیتری مدودف، معاون رئیس شورای امنیت روسیه، گفت: «ایران سلاح‌های هسته‌ای خود را آزمایش کرده است. تنگه هرمز نام دارد. قابلیت‌های آن نامحدود است. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که ادعا می‌شود قدرت نظامی و استراتژیک ایران به داشتن سلاح‌های هسته‌ای بستگی دارد، نه به توانایی گرسنه نگه داشتن جهان مدرن با کنترل صرف یک مسیر اصلی انرژی»»

تلاش‌های آمریکا و کارت‌های بلااستفاده ایران:

منابع سیاسی و نظامی تأیید می‌کنند که ایالات متحده خسته و تحت فشار شدید است. گزارش‌های پرس تی‌وی، نزدیک به حکومت ایران، دائماً حاکی از آن است که ایالات متحده از یک «زمان‌سنج متناوب» رنج می‌برد، زیرا چرخه ۶۰ روزه جنگ بدون مجوز کنگره توسط رئیس جمهور ترامپ به تدریج منقضی می‌شود. در همین حال، قیمت بنزین در داخل ایالات متحده، مبارزات انتخاباتی میان‌دوره‌ای مجلس نمایندگان و مشکلات حقوقی خود رئیس جمهور ترامپ، فشار بر دولت را افزایش داده است.

از طرف ایران، هیچ کارت بزرگ دیگری را استفادە نکرده است. یکی از کارت‌ها مربوط به پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) و حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم است. تاکنون، ایران اجازه کنترل محدودی بر فعالیت‌های هسته‌ای خود را داده است. اما همانطور که در یادداشت‌های استراتژیک آمده است، اگر تجارت دوباره از سر گرفته نشود، ایران می‌تواند این همکاری را قطع کند. کارت دیگر در نیروهای نیابتی است (حزب‌الله و حوثی‌ها) که هنوز قادر به حملە به سایر بنادر استراتژیک مانند باب‌المندب هستند.

نتایج و پیش‌بینی‌ها:

پس از محاصره هرمز، ایران خود را به عنوان یک قدرت نظامی و استراتژیک سطح بالا می‌بیند. این کشور نه تنها در درگیری مستقیم تسلیم نشده، بلکه نحوه کنترل این کریدور را تغییر داده و با ابزاری مهم از خود و بازارهای انرژی جهان دفاع می‌کند.

از دیدگاه نظامی، حفظ ۴۰ درصد از پهپادها و ۶۰ درصد از موشک‌اندازها نشان‌دهنده برنامه‌ریزی دفاعی و لجستیک قوی است، در حالی که همین حملات هوایی برای سایر کشورها به منزله نسل‌کشی قدرت نظامی آنها خواهد بود. از دیدگاه استراتژیک، تکیه بر جغرافیا به عنوان سلاح اصلی، بیشترین تأثیر اقتصادی را با کمترین هزینه نظامی بر ایالات متحده و متحدانش ایجاد می‌کند.

انتظار می‌رود که ادامه مذاکرات برای بازگشایی این کریدور به مسیرها و روش‌های تعریف‌شده ایران محدود شود و هیچ بازگشتی به وضعیت قبل از جنگ روی میز نباشد. آنچه باید دید این است که ایالات متحده چگونه بین به رسمیت شناختن یک وضعیت استراتژیک جدید در منطقه یا ادامه سیاست فشار که تاکنون نتوانسته کنترل ایران را بشکند، یکی را انتخاب خواهد کرد.